السيد جعفر السجادي

44

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ارائه شده است كه يكى از آن فرض‌ها اتحاد عاقل و معقول است . اصل مسلم اين است كه انسان‌ها به اشيايى آگاهى دارند و به اشيايى هم آگاهى ندارند و بين اين كه آگاهى دارند و اين كه آگاهى ندارند فرق است بين آن چه مىدانند و آن چه نمىدانند فرق است . پاره‌اى كه بيش از اندازه شكاك بوده‌اند گفته‌اند آن چه را هم كه مىدانيم گمان ماست كه مىدانيم و الا هيچ نمىدانيم و نمىدانيم كه نمىدانيم و پاره‌اى گفته‌اند تنها يك اندازه از خواص ظاهرى اشيا را مىدانيم در سطح بسيار محدود و به كنه واقعيات و نيز به همه خواص و آثار ظاهرى اشيا هم واقف نمىباشيم پس حدود علم ما همين است . بحث بر سر همين مسأله است كه همين معرفت محدود ما از حقايق چگونه است قدما به طور مطلق گفته‌اند علم عبارت از حصول صورت‌هاى اشيا است در ذهن . بحث اين است كه اين ذهن ما چگونه صورت‌هاى اشيا را گرفته است و در ذهن درآورده است و آيا ذهن واقعا ظرف براى آن صورت‌ها است يعنى مثل ظرف آب ، صورت‌ها در ذهن جاى دارند و آيا ذهن ما مانند آينه است كه اين صورتها در آن انعكاس يافته‌اند همانطور كه صور محسوسات مبصره در آينه انعكاس پيدا مىكنند و بر فرض انعكاس آيا اين صورت‌ها در ذهن طبع مىشوند و بالأخره قيام اين صورت‌ها به ذهن به اين وضع است كه حالّ در ذهن‌اند و ذهن محلّ آن‌ها است و يا علم ما به نحوى ديگر است . ملا صدرا و پاره‌اى از فلاسفه گويند اين صورت‌ها قائم به ذهن‌اند لكن مانند قيام معلول به علت كه قيام صدورى است و نه حلولى . اساس حرف اين‌ها اين است كه علم عبارت از حصول صورت‌ها در ذهن نيست و عبارت از حضور صورت‌ها است در ذهن و حال چگونه حاضر مىشوند ، در ذهن ، ذهن خودش نمونه‌بردارى كرده مىسازد و اصولا ذهن خودش خلاق است و خليفهء خداست ، دليل بر اين امر اين است كه اشيايى هم كه وجود عينى ندارند ذهن خلق مىكند . معلوم بالذات . ملا صدرا و پاره‌اى ديگر از فلاسفه مىگويند اصولا معلومات ما در خارج از ذهن نمىباشند ، موجودات عينى براى خود وجودى دارند فى نفس الامر كه ما نمىدانيم چيست و چگونه است . ما به آن چه متصوّر ماست علم داريم و معلوم ما اولا و بالذات همان صورت‌هاى علمى است . حال اگر اين صورت‌هاى علمى با خارج مطابق بود كه علم ما درست و صادق است و اگر مطابق نبود فريب است و كاذب است پس معلوم ما صورت‌هاى ذهنى ما است حال به هر طريق كه حاصل و يا حاضر شده باشند و علم ما هم همان صورت‌ها است چون علم عبارت از ادراك نفس است و مدركات نفس به جز آن صورت‌ها چيز ديگرى نيست و آن صورت‌ها جلوه‌هاى نفس ماست پس عالم نفس ماست و معلوم هم نفس ماست و علم هم نفس ماست البته معلوم به واسطه احيانا اعيان خارجى است . اين روح ماجراست . و ملا صدرا مماشات مىكند كه مىگويد : مىدانيم كه به اشياى عينى همان‌طور كه در عين اند و خارج از ذهن‌اند علم داريم و خواص اشيا را درك مىكنيم به هر حال پس از بحث بسيار و نقل اقوال در باب اين كه صورت اشياى خارجى